web 2.0
‏نمایش پست‌ها با برچسب حسیب الممالک. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حسیب الممالک. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ بهمن ۶, چهارشنبه

خاطرات میرزا ایکاروس حسیب الممالک_3

تصدقتان!
امر تحصیل زیاده بر من محنت تحمیل نمود در اسبوع ماضی.پراغتیس توپولوجی به غایت صعب و سنگین بود از عهده اش بر آمدن.وجهی دادیم به این پسرک هرزه دهقان فرانسوی که از صبح علی الطلوع تا بوق سگ در اتاقش به مطالعه مشغول است،تا در برگه ای پاکیزه جواب ها را برایمان بیاورد.کاش الحاح من به ممیزالملک کارگر می شد و پسر آن باغبان را همراه ما روانه می کرد.
محض تفارغ از این خستگی به منزل حاح علی محمد صراف رفتیم و پس از صرف خورشتی پاکیزه مختصر دودی بگرفتیم و مکیف شدیم.
الحق که اگر نبود انجام فریضه چاکری جغه مبارکه پایمان را از دروازه قزوین آن ورتر نمی گذاشتیم.که اینجا صعب است تحمل ملال غربت

۱۳۸۹ بهمن ۴, دوشنبه

خاطرات میرزا ایکاروس حسیب الممالک-2

تصدقتان!
امروز واجب الدوله فرمانفرما وجهی را بابت هزینه چایی و توتون به بنده زاده حوالت دادند.
هر چه تحاشی نمودیم حاجت به این وجه را،افاقه ننمود.امید است که به صورتی نیکو این وجه را عودت دهیم.
در این ملک و سامان سگ صاحبش را نمی شناسد! امروز فدراسیون لالابور، فعله گان خاصه بارانداز را دعوت به امتناع از کار نموده بود و این جماعت تن پرور نیز اجابت نموده و در ورودی بندرگاه بست نشسته بودند.گویا یکی از گماشتگان نظمیه فعله ای را به جرم ندادن حق چایی به اشد وجهی مضروب نموده است.به موسیو آلن گفتم که در بلاد ما این نسقی به رویه است.که نظمیه چی مواجبش را از فعله و بقال اخذ نماید.زدن یا نزدن نیز بر عهده قوه تشخیص اوست.چرا این چنین بلوا به پا می کنید؟
مردک پدر سوخته با آن چشمان ازرق شامی به ما خیره شد و چیزی نگفت.

۱۳۸۹ دی ۲۲, چهارشنبه

خاطرات میرزا ایکاروس حسیب الممالک-1

تصدقتان.اینجا همه مهربانند.آقا و خانم صاحبخانه لحظه ای در تفقد حال ما غفلت نمی کنند.
یک مجلد از دیکسیونر را به ما دادند که در ایام بیکاری لغت و غرامر مشق نماییم.هوا سرد است و برف و کولاک نیز در راه.لطف کنید خطی در معرفی ما به سرغنسول پروس بنویسید شنیده ام این دیار صنعتگران قابلی دارد.می خواهیم با شئون و نظم و نسق آنجا آشنا شویم.
فدایت
میرزا ایکاروس حسیب الممالک
13 ذی القعده 1396



تصدقتان.من باب تفنن به سینما توغراف خانه رفتیم.سیاحتی بود لیکن.قشون اتازونی بر زنگیان حمله ور شده بودند.غلغله ای بود.یاد امیر تومان خودمان افتادم.آن سالی که ایلات هفت لنگ را تار و مار کرد و صولت السلطنه را گوشمالی سختی بداد.مباحثه و درس و کلام فراغتی را برایم باقی نگذاشته اند.دروس نقشه برداری ازضی و بحری را امسال به اتمام میرسانم.لطف کنید کاغذی را به موسیو دلازو بنویسید تا با حضور من در کلاس توپولوجی موافقت نماید
فدای مهربانیهای شما
میرزا ایکاروس حسیب الممالک
23 ذی القعده 1396